(¯`v´¯)•.·¯`·-» سفیرعشق
تنهام گذاشت و رفت ازکنارم ازدرددوریش من بیقرارم خیال می کردم پیشم می مونه ترانه عشق بامن میخونه خیال می کردم یه هم زبونه نمی دونستم نامهربونه با اینکه رفته اما هنوزم ازداغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش باهامه هرجا که میرم جلوچشامه دلم میخواد بازم دووم بیارم رودرددوریش مرهم میزارم اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم قرار نبود حتي تو خواب بجزخودم كسي بياد به جز اتاق گرم من قرار نبود جز آسمون گل من خيلي دلم تنگه برات…. گل من سلام.سلام تنها دليل زندگيم .با يه غمي دوست دارم.داغ دلم تازه ميشه اسمتو وقتي ميارم. خورشید هم به دریا دل بسته بیایید دوست داشتنو از طبیعت یاد بگیریم بی نهایتمیان بود و نبودش تنها یک حرف فاصله است. تنها غروب یادگار توست
هيچ كسي عاشقت بشه
وقتي كه گريه كردي
مرهم هق هقت بشه
بجز خودم قرار نبود
خوابتو هيچ كس ببينه
بخواد كنارت بشينه
قرار نبود جاي منو
توقلبت بديش به كسي
قرار نبود كه بوسه هات
باشه رو گونه ي كسي
بري بخونه ي كسي
قرار نبود تو رويا هات
بوي غريبه اي بياد
به هيچ چيزي خيره بشي
قرار نبود بجز خودم






و من روز و شب جریمه سنگین رفتنت را پرداختم!
و جز دل که روزی هزار بار خراش افتاده
کسی نفهمید که از باء بودنت
تا نون نبودنت فاصله تابی نهایت بود






