تبليغاتX
(¯`v´¯)•.·¯`·-» سفیرعشق

(¯`v´¯)•.·¯`·-» سفیرعشق

نوشته شده در سی ام دی 1386ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

مدتي در ره عشق تو دويديم بس است

راه صد باديه درد بريديم بس است

قدم از راه طلب باز كشيديم بس ست

اول و آخر اين مرحله ديديم بس است

تو مپندار كه مهر از دل محزون نرود

آتش عشق به جان افتد و بيرون نرود

وين محبت به صد افسانه و افسون نرود

چه گمان غلط است اين برود چون نرود

نوشته شده در سی ام دی 1386ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

عاشقی آواره گی ، بیچاره گی دارد به پیش

مرد باید بود و رفت باید گذشت از جان خویش

زندگی بی عشق مرگ است ،مرگ بر این زندگی

زنده باد عاشق پرستی ،زنده باد این زندگی

پیش چشم آدم آواره گل هم بوی کاه گل می دهد

زندگی دور از وطن طعم حلاحل می دهد

سرورم تاج سرم اول سلامم با شماست

خانقاه من شما ختم کلامم با شماست

زندگی بازیست من بازیگر بازیچه های قلب خویشم

عاشقی ،عشق ورزیدن به هستی از نفس افتاده پیشم

نوشته شده در بیست و هفتم دی 1386ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

Image hosting by TinyPicلحظه های بی تو بودن هر کدوم مثل يه سالهImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicلحظه های با تو بودن هم که رويای محالهImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicحرفای قشنگ تو برام نيازهImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicراز زنده بودن و نفس کشيدنم آره اون چشمای نازImage hosting by TinyPicه

Image hosting by TinyPicآخه تا کی عزيزم دل من با اين همه غصه و درد و غم بسازه ؟Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicچرا عشق ما فقط يه عشق مخفی و فقط يه رازه ؟Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicکاش ميشد داد بزنم بگم که تو مال منیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicواسه پر کشيدنم تا قلب آسمون بال منیImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicخودتم خوب ميدونی چقدر دلم ميخواد تو رو Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicاونقدر که وقت رفتنت با التماس ميگفت نروImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicبه خدا که آرزوی قلب من تنها يه چيزه و اونم فقط وصالهImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicمنتها اون اولم گفتم که داشتن و به تو رسيدنم خيلی محالهImage hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicالهی بياد يه روزی که من و تو ما بشيم Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPicتا ابد کنار هم برای هم بمونيم و از همديگه جدا نشيمImage hosting by TinyPic

 

نوشته شده در بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:53 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

چه فایده اگر من قشنگ ترین شعرهای عالم را بسرایم و تو با حجب و حیای همیشگی خود فقط بگویی قشنگ است

وقتی که چشم های تو قشنگ تر از شعرهای من است و من هیچ گاه نتوانستم چشم در چشم تو بدوزم و بگویم

دوستت دارم

نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

باز امشب ای ستاره تابان نیامــــــــدی         باز ای سپیده شب هجران نیامدی

شمعم شکفته بود که خندد به روی تو          افسوس ای شکوفه خندان نیامدی

زندانی تو بودم و مهتاب من،چـــــــرا           باز امشب از دریچه زندان نیامدی

با ما سر چه داشتی ای تیره شب که باز       چون سرگذشت عشق به پایان نیامدی

مگذار قند من که به یغما برد مگــس           طوطی من که در شکرستان نیامدی

شعر من از زبان تو خودش صید دل کند       افسوس ای غزال غزلخوان نیامدی

گفتم به خوان عشق شدم میزبان ماه           نامهربان من تو که مهمان نیامدی

خوان شکر به خون جگر دست میدهد         مهمان من چرا به سر خوان نیامدی

دیوان حافظی تو و دیوانه تــــــو من            اما پــــــــری به دیدن دیوان نیامدی

نشناختی فغان دل رهـــگذر که دوش           ای ماه قصر بر لب ایوان نیامدی

گیتی متاع چون منش آید گران به دست       اما تو هم به دست من ارزان نیامدی

صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته یی است   ای تخته ام سپرده به طوفان نیامدی

عیش دل شکسته عزا میکنی چــــــرا          عیدم تویی که من به تو فرمان نامدیی  

                              در طبع شهریار خزان شد بهار عشق

                               زیرا تو خرمن گل و ریحان،نیامــدی

نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

تا بود بار غمت بردل بیهوش مرا            سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر            تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

شربتی تلختر از زهر فراقت باید            تا کند لذت وصل تو فراموش مـــــرا

هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین       روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا

بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند         به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا

سعدی اندر کف جـلاد غمت می گوید       بنده ام بنده  به کشتن ده و مفروش مرا

نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 6:8 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |
بخند اي عشق، اي اميد فردا که من خنديدنت را دوست دارم به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهاي

تنها دوست دارم منم چون ماهي افتاده در شن تو را مانند دريا دوست دارم نگاهي کن به من اي عاشق

دل تو را مانند رويا دوست دارم

نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |

روزگار من ديگه به پاي اون تباه شده رنگ عشق ما ديگه تيره شده سياه شده ديگه تا آخر عمر تنهاي تنها مي مونم اون كه يار من بوده رفته و بي بفا شده يه روز مي ياد دلت واسم داد بزنه لبت فقط اسممو فرياد بزنه ولي ديره ولي ديره بازم مي ياد روزي كه بارون بباره بخاد عشق منو يادت بياره ولي ديره ولي ديره ...

نوشته شده در بیست و پنجم دی 1386ساعت 11:25 قبل از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |
نوشته شده در بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |