(¯`v´¯)•.·¯`·-» سفیرعشق
تقدیم به تمام دوستان گلم تفــــــــاوتهایی که بیـن خون واشک وجود دارد خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه- خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد - خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه - جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه - خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه- جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه نمي خواهم به غير از من دوستدار ديگري باشي براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند نمي خواهم كسي نامش به لبهاي تو بنشيند نمي خواهم كه نقش چهره اي در خاطرت باشد نمي خواهم نگاهي بر نگاه پاكت آويزد نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي نمي خواهم ميان ما جدايي سايه اندازد خيال ديگري بنيان عشق ما بر اندازد نمي خواهم،نمي خواهم بجز من يار كسي باشي گل نازم نمي خواهم ببينم خار و خس باشي استادی در شروع کلاس درس لیوانی پر از آب به دست گرفت و آن را بالا گرفت تا همه آن را ببینند،بعد از شاگردان پرسید به نظر شما وزن این لیوان چه قدر است؟شاگردان جواب دادند ۲۰ گرم،۱۰گرم...استاد گفت من هم بدون وزن کردن نمی دانم دقیقا وزنش چه قدر است اما سوال من این است که اگر من این لیوان را چند دقیقه همین طور نگهدارم چه اتفاقی خواهد افتاد؟شاگردان پاسخ دادند هیچ. استاد گفت اگر یک ساعت نگهدارم چه؟یکی از شاگردان جواب داد دستتان کمی درد می گیرد.استاد گفس حق باتوست.حالا اگر یک رئز نگه دارم چه؟ شاگرد دیگر جسارتا گفت دستتان بی حس می شود،عضلاتتان به شدت درد می گیرد و فلج می شوید.استاد پرسید آیا در این مدت وزنش تغییر کرده است؟ـخیر.استاد گفت پس من چه کنم که فلج شده ام.ـلیوان را زمین بگذارید.استاد گفت مشکلات زندگی هم همین طور است اگر آنها را چند دقیقه نگه دارم اشکالی ندارد.اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنم به درد خواهد آمد و اگر بیشتر نگهشان دارم فلجم می کنند. مشکلات زنگی مهم است اما مهم آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب آنها را زمین بگذارم به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرم.هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوم و قادر خواهم بود هر مشکلی را حل کنم. دوست من یادت باشد لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری گريه اگه امون بده بهت مي گم مشكلمو
حق داري بد عمري دعوتم رو نپذيري فال حافظ گرفتم ديدم از عاشقي سيري تقصير منه كه گفتم تو بخواي واست ميميرم تو كه نوبتت شد اما گفتي بايد بميري جاي چشات خالي ديشب چه خواب قشنگي ديدم خواب ديدم واسه هميشه منو بردي به اسيري يادمه روزاي اول اشكاتو كه پاك ميكردم گفتي اين يادت بمونه ، تو تو دنيا بي نظيري دوس دارم صداقت تو مثل حرف اون روزات بود منو مي بردي تو ساحل توي كلبه ي حصيري حالا اما توي راهت اگه يه رودخونه باشه واسه رد شدن نميخواي دستاي منو بگيري يادمه كه بي اجازه اومدم تو رو ببينم زير دونه هاي برف و بلوري مه شيري نگرانم شدي اون روز و گفتي تا هوا درس شه تو پيش خودم ميموني ، فعلنم خونه نميري يادمه هوا كه خوب شد تا خونه فقط دوييديم توي دفترم نوشتم دوييديم تو چه مسيري ديگه اون روزا گذشتن ، مثل عمرا بر نگشتن توي دفترم نوشتم ، رسيدم به چه كويري اخرش ديشب كه خواستم خونتون بيام و گفتي مشقت خيلي زياده ، اين روزا بد جوري گيري هر چه عاشق تو باشم برم اندازه اي داره نميدوني واسه ديدن ، واسه من هميشه ديري تا نگم خوبي تو انگار شعر من تموم نميشه برو تو قصر شكستم تا ابد خودت اميري ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ... ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا... از غم بياموزيد وفا.. غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري کجا بودی وقتی برات شکستم *یخ زده بود شاخه ی گل تو دستم شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو. احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو. از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم . پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو. باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ، قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو. چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن . حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو. جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد. قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.




برات ميارم به زبون ناگفته هاي دلمو
بهت مي گم كه چي شده دلم سراغت اومده
چي شد يه عشق با شكوه توي دلم خيمه زده توي دلم خيمه زده
دور از تو اي عشق آفرين طاقت ندارم بيش از اين
رسيده عشق پاك تو از آسمونا به زمين
تو چاره ي مشكلمي عزيز جون و دلمي
من غرق درياچه ي غم تو مژده ي ساحلمي تو مژده ي ساحلمي
گريه اگه امون بده بهت مي گم مشكلمو
برات ميارم به زبون ناگفته هاي دلمو
دلي كه غرق آتيشه چه آه سردي مي كشه
كوير غصه هات ولي پر از گل ستايشه پر از گل ستايشه
دور از تو اي عشق آفرين طاقت ندارم بيش از اين
رسيده عشق پاك تو از آسمونا به زمين
تو چاره ي مشكلمي عزيز جون و دلمي
من غرق درياچه ي غم تو مژده ي ساحلمي تو مژده ي ساحلمي
گريه اگه امون بده بهت مي گم مشكلمو
برات ميارم به زبون ناگفته هاي دلمو
بهت مي گم كه چي شده دلم سراغت اومده
چي شد يه عشق با شكوه توي دلم خيمه زده توي دلم خيمه زده





رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
بودنت خواب و خياله
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي

کجا بودی تو لحظه ی نیازم*وقتی میخواستم دنیامو بسازم
کجا بودی ببینی من میسوزم*عین چشات سیاهه رنگ روزم
کجا بودی ببینی فصل بهار* همه میگفتن تو گذاشتیم کنار
کجا بودی نگام به در سفید شد*هر کی به جز من از تو نا امید شد
بگو هنوز دوستم داری با منی*بگو محاله قلبمو بشکنی
کجا بودی ببینی بی ستارم*ببینی جز تو کسی رو ندارم
غم نبودنت مث آتیشه*تو این دو خط ترانه جا نمیشه




