(¯`v´¯)•.·¯`·-» سفیرعشق
آمدم پیش تو تا عشق تو را باور کنم

![]()

کوزه خاکی دل را پیش تو ساغر کنم
آمدم تا در میان دستهای ناز تو
نغمه ای زیبا تر از مینا بسازم سر کنم
آمدم تا در بغل چون کودکی خوابم کنی
دستهایت مهد خود ،بالین خود ان سر کنم
آمدم تا روی من از اشک شوقت تر شود
چهره ام از نور رویت همچنان اختر کنم
آمدم تا حال دل پیش تو گویم نیک روی
غنچه پژمرده تنهائیم پرپر کنم
نوشته شده در شانزدهم آذر 1387ساعت
10:59 قبل از ظهر توسط (¯`v´¯)•.·¯`·-» تنها«-·´¯·.•(¯`v´¯).| |



